چه نویسم؟از هیچ چیز مطمئن نیستم.انگار تمام باورهایم را از قلب و مغزم پاک کرده باشند.حتی دیگر ذوق شنیدن نام های امیدوار کننده را هم ندارم.نام های امیدوار کننده؟!؟!؟!!انگار دنیایت را عوض کرده باشند.انگار قلب و مغزت را برداشته اند و به جایش قلب و مغز دیگری گذاشته باشند.کاش به یقین میرسیدم.کاش به اطمینان میرسیدم که آری یا نه؟این ای کاش ها آزارم میدهد.من اکنون محتاجترین هستم به هدایت.
+ نوشته شده در جمعه ۱۴۰۰/۰۳/۲۱ ساعت ۱۰:۵۰ ق.ظ توسط مجتبی ایزدی
|
برچسب:
نویسنده: یلدا شریفی
تاريخ: شنبه
10 دی
1401 ساعت: 14:22